صبح هنوز کاملاً از دل کوههای البرز بیرون نیامده است که مه، دامنههای الموت را در آغوش میگیرد و پیچ آخر جاده که تمام میشود ناگهان صخرهای عظیم در برابر چشم ظاهر میشود؛ همان جایی که قلعه الموت قرنهاست بر فراز آن ایستاده و از فراز ارتفاعات، دشتها و روستاهای اطراف را مینگرد اما آنچه امروز نگاه جهان را به این منطقه کشانده، فقط این دژ تاریخی نیست!
آنچه الموت را به فهرست میراث جهانی رسانده، مجموعهای از طبیعت، تاریخ، معماری، کشاورزی، فرهنگ و شیوه زندگی مردمانی است که قرنها در دل این کوهستان زیستهاند و منظری فرهنگی آفریدهاند که هنوز زنده است.
فرصت برای توسعه
ثبت جهانی الموت خبری بود که شاید در نگاه نخست بیشتر به حوزه میراث فرهنگی مربوط شود، اما در واقع پیامدهای آن از مرزهای تاریخ فراتر رفته و به اقتصاد، جامعه، محیط زیست و حتی آینده روستاهای این منطقه گره خورده است و این پرسش را در ذهن تداعی میکند که آیا ثبت جهانی میتواند الموت را به الگویی از توسعه پایدار تبدیل کند یا این عنوان، آغاز چالشهایی تازه است؟
سالهاست که بیشتر گردشگران، الموت را با نام «حسن صباح» و قلعه مشهورش میشناسند و بسیاری سفر خود را به بازدید چند ساعته از قلعه محدود کرده و سپس منطقه را ترک میکنند در حالی که الموت، سرزمینی است که در هر روستایش بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران نهفته است.
باغهای گیلاس، گردو و فندق، خانههای سنگی، مسیرهای قدیمی کوچ، چشمههای کوهستانی، رودخانهها، شیوههای سنتی تقسیم آب، آیینهای محلی و سبک زندگی مردم، همگی بخشی از همان میراثی هستند که ارزش جهانی پیدا کردهاند.
مسئولیت سنگین دولتمردان
کارشناسان میراث فرهنگی سالهاست تأکید دارند ارزش اصلی الموت در پیوند میان انسان و طبیعت نهفته است و در این منطقه طبیعت تنها پسزمینه زندگی نیست بلکه بخشی از هویت مردم به شمار میرود.
شیوه ساخت خانهها، شکل باغها، مسیرهای ارتباطی، نظام کشاورزی و حتی زمان برگزاری آیینهای محلی همگی با ویژگیهای اقلیمی منطقه سازگار شدهاند، به همین دلیل در پرونده ثبت جهانی نیز تنها یک بنای تاریخی مورد توجه قرار نگرفته بلکه «منظر فرهنگی» بهعنوان یک مجموعه زنده و پویا اهمیت یافته است.
بنا بر گفته بسیاری از کارشناسان؛ ثبت جهانی تنها یک افتخار فرهنگی نیست بلکه مسئولیتی سنگین به همراه دارد و در این باره تجربه بسیاری از مناطق ثبتشده جهان نشان میدهد پس از قرار گرفتن در فهرست میراث جهانی، شمار گردشگران بهتدریج افزایش مییابد و این اتفاق اگرچه میتواند رونق اقتصادی به همراه داشته باشد اما بدون برنامهریزی این امکان وجود دارد همان سرمایهای که موجب ثبت جهانی شده در معرض آسیب قرار بگیرد.
الموت در حال حاضر هنوز منطقهای آرام است و بسیاری از روستاها با همان بافت سنتی خود باقی ماندهاند و زندگی با ریتم آرام کشاورزی و باغداری جریان دارد اما همین آرامش، میتواند با افزایش سفرها دستخوش تغییر شود.
ساختوسازهای بیضابطه، ویلاسازی، افزایش ترافیک، تولید زباله، کمبود منابع آب و فشار بر طبیعت، نخستین تهدیدهایی هستند که کارشناسان درباره آن هشدار میدهند.
نمونههای مشابه در دیگر نقاط کشور نشان میدهد ورود گردشگران بدون مدیریت میتواند سیمای روستاها را تغییر دهد، به گونهای که خانههای سنتی جای خود را به ساختمانهای ناهماهنگ میدهند، باغها به زمینهای مسکونی تبدیل میشوند و اقتصاد محلی به جای تولید به فروش زمین وابسته میشود که در نهایت نه به سود ساکنان خواهد بود و نه به سود میراثی که قرار است حفظ شود.
در مقابل اگر ثبت جهانی با برنامهای دقیق همراه باشد، میتواند موتور محرک توسعه منطقه شود و افزایش گردشگران، بازار تازهای برای محصولات کشاورزی، صنایعدستی، اقامتگاههای بومگردی، راهنمایان محلی و کسبوکارهای کوچک ایجاد کند.
ثبت جهانی چه تغییری در زندگی مردم ایجاد میکند؟
برای بسیاری از ساکنان الموت ثبت جهانی پیش از آنکه یک خبر فرهنگی باشد، یک پرسش اقتصادی است؛ آیا این اتفاق میتواند به بهبود معیشت مردم بینجامد یا تنها بر تعداد گردشگران خواهد افزود؟
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد ثبت جهانی به خودی خود توسعه ایجاد نمیکند بلکه تنها «ظرفیت توسعه» را افزایش میدهد.
در الموت اقتصاد هنوز بر پایه کشاورزی، باغداری و دامداری استوار است و باغهای گیلاس، آلبالو، گردو، فندق، انگور و مزارع کوچک، ستون اصلی درآمد بسیاری از خانوادهها را تشکیل میدهند اما این اقتصاد سالهاست با مشکلاتی مانند کمبود آب، افزایش هزینههای تولید، نوسان قیمت محصولات، مهاجرت نیروی کار و کاهش سودآوری روبهرو است.
بسیاری از جوانان ترجیح دادهاند برای یافتن شغل به قزوین، کرج یا تهران مهاجرت کنند و روستاها به تدریج با پدیده سالمندی جمعیت مواجه شدهاند.
ثبت جهانی میتواند این روند را تغییر دهد اما تنها در صورتی که درآمد حاصل از گردشگری به دست جامعه محلی برسد، بنابراین اگر گردشگر وارد منطقه شود اما در همان روز بازگردد، غذای خود را از شهرهای اطراف تهیه کند، سوغات را از بازارهای خارج از منطقه بخرد و خدمات گردشگری نیز در اختیار سرمایهگذاران غیربومی باشد سهم مردم الموت از این رونق چندان چشمگیر نخواهد بود.
در مقابل اگر اقامتگاههای بومگردی، خانههای محلی، رستورانهای خانوادگی، فروشگاههای صنایعدستی و بازارچههای محصولات کشاورزی تقویت شوند، ثبت جهانی میتواند زنجیرهای از اشتغال پایدار ایجاد کند و در چنین الگویی، گردشگر تنها بازدیدکننده قلعه نیست؛ بلکه با زندگی مردم منطقه نیز ارتباط برقرار میکند و این همان مدلی است که بسیاری از مناطق ثبتشده جهان برای حفظ جمعیت روستایی و افزایش درآمد ساکنان خود دنبال کردهاند.
ثبت جهانی و نگرانیهای محلی
از سوی دیگر کارشناسان به وابستگی بیش از اندازه به صنعت گردشگری نیز هشدار میدهند زیرا تجربه سالهای همهگیری کرونا نشان داد مناطقی که تمام اقتصاد خود را بر گردشگری بنا کرده بودند، با کاهش سفرها دچار رکود شدند و از همین رو ثبت جهانی نباید جایگزین کشاورزی و باغداری شود بلکه باید مکمل آن باشد.
از مشکلات دیگری که میتواند الموت را هم مانند سایر نقاط کشور به چالش بکشد ضعف در زیرساختهاست، به گونهای که جادههای پرپیچ و خم الموت در روزهای پرتردد میتوانند به گره ترافیکی تبدیل شوند.
کمبود پارکینگ، محدود بودن مراکز اقامتی، نبود سامانه مناسب حمل و نقل عمومی، ضعف در مدیریت پسماند و کمبود سرویسهای بهداشتی از جمله مشکلاتی هستند که در صورت افزایش تعداد گردشگران، بیشتر خود را نشان خواهند داد، ازاینرو توسعه این زیرساختها ضروری است، اما کارشناسان تأکید میکنند این توسعه نباید به قیمت از بین رفتن بافت تاریخی و چشمانداز طبیعی منطقه تمام شود.
یکی دیگر از دغدغههای مهم، افزایش قیمت زمین است زیرا تجربه نشان داده در بسیاری از مناطق گردشگری پس از افزایش شهرت، زمینهای کشاورزی به کالایی سرمایهای تبدیل شدهاند و این موضوع موجب میشود سرمایهگذاران غیربومی وارد منطقه شده، زمین خریده و با آغاز ساخت و ساز به افزایش قیمتها دامن بزنند و نتیجه این روند، افزایش قیمت مسکن برای مردم محلی و کاهش زمینهای کشاورزی برای مردمانی است که نسلها حافظ این میراث بودهاند!
ثبت جهانی؛ ابزاری برای توسعه پایدار
ثبت جهانی در نگاه نخست شبیه خط پایانی یک رقابت طولانی به نظر میرسد؛ سالها پژوهش، مستندسازی، حفاظت و پیگیری سرانجام به نتیجه رسیده و نام «منظر فرهنگی الموت» در کنار برجستهترین میراثهای بشری قرار گرفته، اما کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند واقعیت دقیقاً برعکس است؛ ثبت جهانی نه پایان مسیر بلکه آغاز مرحلهای دشوارتر است یعنی مرحلهای که در آن باید ثابت شود این میراث میتواند هم حفظ شود و هم به زندگی امروز مردم کمک کند.
در بسیاری از کشورها ثبت جهانی به ابزاری برای توسعه پایدار تبدیل شده است و دولتها با سرمایهگذاری در زیرساختها، آموزش جوامع محلی، ساماندهی گردشگری و حمایت از تولیدات بومی توانستهاند میان حفاظت از میراث و رونق اقتصادی تعادل برقرار کنند اما نمونههای ناموفق نیز کم نیستند؛ مناطقی که پس از شهرت جهانی با هجوم گردشگران، ساختوسازهای بیرویه، تخریب محیط زیست و تغییر چهره تاریخی خود روبهرو شدند.
در الموت مهمترین سرمایه، مردم هستند و اگر ساکنان محلی احساس کنند ثبت جهانی فقط محدودیتهای تازهای برای ساختوساز، کشاورزی یا زندگی روزمره ایجاد کرده و در مقابل، سهمی از منافع اقتصادی نصیب آنان نمیشود، همراهی اجتماعی بهتدریج کاهش خواهد یافت و در مقابل اگر درآمد روستاییان افزایش یابد، بازار محصولات بومی رونق بگیرد، اقامتگاههای محلی توسعه پیدا کند و جوانان فرصت شغلی در زادگاه خود بیابند، حفاظت از میراث نیز به خواسته خود مردم تبدیل خواهد شد.
در این میان، نقش دولت تنها به حفاظت از آثار تاریخی محدود نمیشود بلکه بهبود راههای دسترسی، مدیریت ترافیک، توسعه اقامتگاههای سازگار با محیط، ساماندهی پسماند، تأمین آب پایدار، تقویت اینترنت و ارتباطات، آموزش راهنمایان گردشگری و حمایت از سرمایهگذاریهای مسئولانه، مجموعه اقدامهایی است که میتواند ثبت جهانی را از یک عنوان نمادین به یک فرصت واقعی برای توسعه تبدیل کند.
وظیفه بخش خصوصی و مردم چیست؟
در کنار دولت، بخش خصوصی نیز مسئولیت مهمی بر عهده دارد چون سرمایهگذاری در گردشگری زمانی موفق خواهد بود که با هویت منطقه هماهنگ باشد و در این راستا معماری بومی، مصالح محلی و احترام به چشمانداز طبیعی باید بخشی از اصول هر طرح توسعه در این منطقه باشد.
در این میان از مسئولیت گردشگران و مردم نیز در کنار وظایف دولت و بخش خصوصی نباید به سادگی گذشت چون با ثبت جهانی، شمار بازدیدکنندگان افزایش مییابد و همین موضوع، رفتار هر مسافر را به عاملی اثرگذار تبدیل میکند.
رها کردن زباله در طبیعت، آسیب رساندن به دیوارههای تاریخی، خروج از مسیرهای مشخص، ورود خودروها به عرصههای حساس طبیعی یا بیتوجهی به فرهنگ و حریم زندگی روستاییان، میتواند خسارتی بر جای بگذارد که جبران آن سالها زمان ببرد.
جهانی شدن با «برچسب» آغاز نمیشود
ثبت جهانی یک روستا یا یک منظر فرهنگی، بیش از آنکه یک افتخار نمادین باشد، تعهدی برای مدیریت آینده آن است.
دکتر حمدالله سجاسی قیداری، دانشیار گروه جغرافیای دانشگاه و رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری معتقد است جهانی شدن روستاهای گردشگری زمانی به توسعه منجر میشود که منافع آن مستقیماً به زندگی مردم محلی گره بخورد.
به گفته او تجربههای موفق جهان نشان میدهد عنوان جهانی اگر با برنامهریزی علمی همراه باشد، میتواند به افزایش اشتغال، رونق اقتصاد محلی، جذب سرمایهگذاری، توسعه زیرساختها و معرفی میراث فرهنگی در سطح بینالمللی منجر شود، اما این اتفاق خودبهخود رخ نمیدهد و نیازمند مشارکت فعال جامعه محلی، مدیریت منابع و سیاستگذاری منسجم است.
سجاسی قیداری تأکید میکند: «جهانی شدن صرفاً افزایش تعداد گردشگران نیست؛ بلکه ایجاد تعادل میان اقتصاد، فرهنگ، محیط زیست و کیفیت زندگی مردم محلی است». به اعتقاد او، گردشگران امروز تنها برای دیدن یک بنای تاریخی سفر نمیکنند، بلکه انتظار دارند با سبک زندگی، معماری، غذا، آیینها و فرهنگ اصیل یک منطقه نیز آشنا شوند. از همین رو، حفظ هویت محلی، به اندازه توسعه زیرساختها اهمیت دارد.
تبدیل جهانی شدن به ابزار تبلیغی
این استاد دانشگاه در گفتوگو با قدس یکی از مهمترین آسیبهای تجربه ایران را فاصله میان «برند جهانی» و «زندگی واقعی مردم» میداند و اذعان میکند: در برخی روستاها عنوان جهانی بیش از آنکه به بهبود معیشت ساکنان بینجامد به ابزاری تبلیغاتی تبدیل شده است؛ در حالی که ضعف زیرساختها، نبود مدیریت پسماند، کمبود اقامتگاههای استاندارد، ناهماهنگی دستگاههای اجرایی و مشارکت محدود مردم محلی، مانع تبدیل این فرصت به توسعه پایدار شده است.
این پژوهشگر حوزه دانشگاه معتقد است یکی از خطاهای رایج، تمرکز بیش از اندازه بر تبلیغات و افزایش تعداد گردشگران است؛ در حالی که اگر درآمد گردشگری به خارج از روستا منتقل شود و سهم جامعه محلی از آن ناچیز باشد، نهتنها توسعهای شکل نمیگیرد، بلکه نابرابری اقتصادی نیز تشدید خواهد شد.
سجاسی قیداری در تشریح تجربههای موفق جهانی، به روستاهای گردشگری در ایتالیا و ژاپن اشاره میکند و میگوید: در این کشورها توانستهاند میان حفاظت از میراث، توسعه اقتصادی و مشارکت مردم تعادل برقرار کنند و از همین رو در این الگوها، آموزش ساکنان، تقویت مهارتهای میزبانی، آموزش زبانهای خارجی، بازاریابی حرفهای، حفاظت از محیط زیست و حمایت از کسبوکارهای محلی، همزمان با توسعه گردشگری دنبال شده است.
نبود مدیریت یکپارچه
دکتر حمدالله سجاسی قیداری از مدیریت یکپارچه به عنوان مهمترین حلقه مفقوده در برنامههای توسعه گردشگری روستایی ایران یاد کرده و ادامه میدهد: متأسفانه در این حوزه دستگاههای مختلف هر کدام برنامهای جداگانه اجرا میکنند و همین پراکندگی، مانع شکلگیری یک راهبرد بلندمدت میشود و از طرفی در کنار این مسئله، آموزش و توانمندسازی مردم محلی نیز کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالی که مهارتهایی مانند میزبانی، بازاریابی دیجیتال، مدیریت کسبوکارهای کوچک و آشنایی با نیازهای گردشگران، از الزامات موفقیت یک روستای جهانی به شمار میرود.
به باور این پژوهشگر، جهانی شدن زمانی معنا پیدا میکند که مردم یک روستا، خود را ذینفع اصلی این فرایند بدانند واگر ساکنان احساس کنند تنها محدودیتهای ناشی از ثبت جهانی نصیب آنها شده و منافع اقتصادی به سرمایهگذاران بیرونی میرسد، همراهی اجتماعی نیز بهتدریج کاهش خواهد یافت.
ایستادن الموت در نقطه تاریخی
از همین منظر، ثبت جهانی الموت را نیز باید فراتر از یک عنوان بینالمللی دید. این رویداد زمانی به موفقیت واقعی تبدیل خواهد شد که در کنار حفاظت از قلعهها، باغها، روستاها و چشماندازهای تاریخی، کیفیت زندگی مردم منطقه نیز بهبود یابد؛ جوانان فرصت اشتغال در زادگاه خود را پیدا کنند، محصولات بومی ارزش افزوده بیشتری بیابند و گردشگری به مکمل کشاورزی و باغداری تبدیل شود، نه جایگزین آن.
در نهایت، آنچه آینده الموت را رقم خواهد زد، نه صرفاً ثبت نام آن در فهرست میراث جهانی، بلکه کیفیت حکمرانی، مشارکت مردم و توانایی ایجاد تعادل میان حفاظت و توسعه است؛ تعادلی که میتواند این منطقه را به الگویی برای دیگر روستاهای ایران تبدیل کند.
ثبت جهانی الموت، تنها یک خبر فرهنگی نیست؛ رویدادی است که میتواند مسیر آینده این منطقه را تغییر دهد. اگر این فرصت با برنامهریزی علمی، مشارکت مردم و مدیریت هوشمند همراه شود، الموت میتواند به الگویی برای توسعه پایدار در روستاهای ایران تبدیل شود؛ الگویی که در آن حفاظت از میراث تاریخی با بهبود کیفیت زندگی مردم در تعارض نیست، بلکه مکمل یکدیگرند اما اگر توسعه به ساختوسازهای بیضابطه، سوداگری زمین و گردشگری انبوه محدود شود، عنوان «جهانی» نیز نمیتواند از این سرزمین حفاظت کند.





نظر شما